دسته‌بندی نشده

علت رویگردانی از سبک هندی

علت روبگردانی از سبک هندی

مقدمه
دوران صفویه به بعد یعنی از اوائل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم سبک تازه ای در شعر فارسی پیدا شد به نام سبک هندی.
این سبک هندی نتیجهء اتفاقات و دگرگونی های سیاسی و ایدئولوژیک مذهبی بود که در روزگار صفویان در ایران به وقوع پیوست و پرداختن به آن در اینجا میسر نیست. تنها می شود به شعر گریزی دربار نورسیدگان متکی به شمشیر قزلباش اشاره کرد که بیش و پیش از هرچیز، دغدغهء رواج وگسترش خونین مذهب تشیع را داشتند و جز به جاعلان حدیث و متشرعان شیعی و مرثیه خوانان و روضه سرایان اعتنایی نمی کردند. وهمین سـیاســت دینی ـ فرهنگی و ایدئولوژیک که با خشونت و بربریت تامّ بر مردم سراسر ایران اعمال می شد بسیاری از اهل فرهنگ و هنر و شعر را از ایران به سوی هند گریزاند!
به هر حال، اکثر شاعران ِ فارسی زبان هند و آسیای مرکزی و آسیای صغیر(ارمنستان و ترکیه کنونی) پیرو این مکتب بودند.ویژگی بسیار مهم این مکتب، سادگی زبان و نزدیکی زبان شعر به زبان عامهء مردم بود و علت آن هم دور شدن شعر بود از حوزه های ادبی و محافل اشرافی و درباری.این مکتب با شاعرانی مثل اهلی شیرازی [متوفی در سال 942 هجری(1535 میلادی) وحشی بافقی متوفی در 991 (1583 میلادی)] شروع شد.
این شیوهء شعری اگرچه نخست، هدفش گریز از تقلید و تکرار مضامین کهن و در جستجوی مضامین ودرونمایه های تازه بود، بعد ها به علت مضمون بافی ها و تأکید بر پیچیدگی های لفظی و کنایی و تصویری و به کار بردن تشبیهات پر ابهام و بی مورد و تعقیدات نابه جا و نیز مبالغه در مضمون یابی های دور از ذهن ، تقریباً به سقوط شعر فارسی انجامید و اگر نبود وجود ابیات بسیار زیبا و پراکنده از برخی شاعران به ویژه صائب تبریزی و بیدل دهلوی ، چیز زیادی از شعر فارسی در این دورهء چند قرنی باقی نمی ماند.
اساس ايدوئولوژيك سبك هندي :
يك نگاه سطحي به اشعار نمايندگان سبك هندي نشان مي دهد كه نگرش و طرز تفكر آنها از هر گونه محدوديت و تعصب و خشك مغزي به دور است و وسعت نظري غريب و نگرشي همه جانبه در آنها موج مي زند. براي اينكه درک كنيم كه اين خصوصيت مهم تا چه اندازه با آگاهي و هوشمندي شكل گرفته است لازم است كه به تحليل و فهم درست مفهوم «وسعت مشرب» كه در آثار اين شاعران به تكرار آمده است دست يابيم.
براي درك درست مفهوم «وسعت مشرب» بايد از تذكره ي محمد طاهر نصرآبادي، دوست ومعاصر صائب، كمک گرفت. نصرآبادي سي بار در رابطه هاي مختلف اين مفهوم را به كار برده و در ضمن تحليل پاره هاي شعر اين مفهوم را نه چون مجاز مشرب بلكه چون گشادگي شخصيت معنا كرده است. و دو بار هم مترادف «وسعت خلق» را براي اين مفهوم مي آورد.
از طرف ديگر «مشرب» در ميان معناهاي گوناگوني كه دارد در اساس به معناي « آب نوشيدن» «نوشابه نوشيدن» «جای نوشيدن آب، آشاميدنگاه» و همچنين به معناي « آب» و «شراب» است و در معناي مجازي «مذهب»، «عقيده»، «مسلك»، «نگرش ديني، فلسفي، سياسي»، «كاراكتر» «خاصيت» و «طبيعت» را مراد مي كند.)منبع 4)
همين سبب هم صائب كفر و دين را تعبیرهای مختلف يك خواب مي داند.(منبع 3 وص 75) اگر كه چنين است پس اين مناقشات «حق و باطل» به چه معناست؟ اين سوال چندر بهاون را، كه از نمايندگان برجسته ی سبک هندی است، به فكر وا مي دارد:
گذشت عمر در اين فكر و من ندانستم
كه جرم كفر كدام و ثواب ايمان چيست؟
چو هر دو را نظري بر بهار رحمت اوست
به هم نزاع دل كافر و مسلمان چيست؟
چنين است كه صاحب كاراكتر باز، به فرق های ملي، ديني، طبقاتی اهميت نمي دهد و به همه كس با دلي يكسان نزديك مي شود چنان كه « خورشيد، به گل و خار گرمايي يكسان مي بخشد»(694 ، منبع 3 ) او براي پايان دادن به اين گونه اختلافات، همه را دعوت به يك دلي و مدارا مي خواند:
قطره ای از قلزم توحيد باشد هر دلی
دست رد بر هيچ مخلوقی مزن گر واصلی
درست از همين پرنسيب است كه راه حل و واسطه ي همه ي اختلافات و تضادها به دست مي آيد. و آن توانايي صلح كردن با كل است. مفهوم «صلح كل» در شعر شاعران سبك هندي، دقيقا همين معنا را مي رساند.
بر سر جنگ است با ما بي سبب دایم كليم
گر چه صلح كل به هفتاد و دو ملت كرده ایم
مير عظمت الله بيخبر(وفات 1729 ) معاصر با استعداد و دوست عبدالقادر بيدل، مي نويسد:
ما به هفتاد و دو ملت صلح كل داريم و بس
جاده ای دارد به هر مذهب طريق دين ما
«باقيا نائيني» كه در دوران خود از نمايندگان خيلي شناخته شده سبک هندی بوده، همين ايده را در اين بيت به پيش مي كشد.
همه حاصل جهان را به نشاط صرف مل كن
بر كافر و مسلمان بنشين و صلح كل كن
غايت و هدف نهایی «وسعت مشرب» است. نبايد از نظر دور داشت كه اين ايده با اهداف “دين الهي” اكبر شاه همخواني دارد. روشن است كه اين نگرش آگاهانه و تبليغ هدفمند آن توسط شاعران، از محيط هندوستان در نتيجه ي فعاليت هاي اكبرشاه و فضاي معنوي ـ ايدئولوژيك كه در دوران خلف هاي او نزديك دوام آورده، تاثير كمي نگرفته است. اين حرف كه نصرآبادي در حق «واله شیرازی» گفته است، سخن ما را تصديق مي كند.
«به واسطه ي وسعت مشرب كه در هند باب است اعتباري به هم رسانيده…» 288 ، منبع 6
از اين نظر اطلاعاتي كه مولف «تاريخ*ـ*حسن» در باره ي فاني كشميري به دست مي دهد، مسئله را روشن تر مي كند:
« ملا محسن فاني بعد از فراگيري علوم عقلي و نقلي به گشت و گذار در سرزمين هندوستان پرداخت، بد و خوب زمانه را به سنجش گرفت به هر ملتي نزديك شده و وضعيت عقيده و مذهب آنها را خوب مطالعه كرد، مي گويند كه بيش از همه آزاد منش بود و با تمام ملت ها «صلح كل» داشت…»
لازم به تذكر است كه «صلح كل» تنها به مناسبات ديني و يا قومي محدود نمي شود؛ بلكه كل مناسبات انساني را در بر مي گيرد. قبل از همه، مسئله، از زاويه ي منافع شخصي انسان مورد مدافعه قرار مي گيرد:
با گردش دهر و خلق پر شور و شرش
كاري كه نداري چه غم است از ضررش
خاري كه تمام مايه ي آزار است
در پا نخلد تا نزني پا به سرشسبک هندی و صائب تبریزی :
میرزا محمد علی فرزند میرزا عبدالرحیم بازرگان تبریزی متخلص به صائب و معروف به میرزا صائب بین سالهای 1000-1007 هجری در تبریز به دنیا آمد. در 1012 هجری که شاه عباس قلعه تبریز را فتح کرد،پدرش همراه عده ای از بازرگانان ثروتمند از تبریز به اصفهان آمد تا سیاست جدید شاه عباس را که می خواست پایتخت تازه بنیان صفوی را با ثروت و فعالیت بازرگانان رونق
دهد، تحقق یابد. محمد علی در این شهر پرورش یافت و بزرگ شد، در آغاز جوانی به سفر حج مشرف شد و پس از زیارت خانه خدا به آستان بوسی حضرت رضا علیه*السلام توفیق پیدا کرد.
شکرالله که بعد از سفر حج صائب —– عهد خود تازه به سلطان خراسان کردم
وقتی به اصفهان برگشت و مدتی در آنجا اقامت کرد،قصد سفر هند کرد. بر خلاف میل پدر و خانواده پایتخت ایران را ترک و راهی هند شد.
در سال 1034 از اصفهان بیرون رفت. آنچه با خود از وطن می برد دفتر شعری بود که وقتی به کابل رسید ،به خدمت ظفر خان والی آنجا رسید و در سایه دوستی و اکرام او آرامش یافت ،به مرتب کردن آن پرداخت و اولین دیوان اشعار خود را سامان داد. در سال 1042 که ظفرخان به امر شاهجهان به نیابت پدرش حاکم کشمیر شد، هنوز صائب و پدرش در هند بودند و ظفرخان را در کشمیر همراهی می کردند، آنان پس از مدتی اقامت در کشمیر عازم ایران شدند. اقامت او در هند حدود نه سال طول کشید.
صائب مردی دیندار و معتقد به فرایض و سنن اسلامی بوده است. مذهب او شیعه دوازده امامی است. بعیدنیست که به جهت علاقه و ارادت شدید به مولانا جلال الدین بلخی که در حدود صد غزل به استقبال وی رفته است دچارشور و حالی آشکارشده و از مولانا به «ساغر روحانی»، «آدم عشق»، «مرشد روح»، «شمس حقیقت» و امثال اینها تعبیر کرده است.
صائب به شهادت اشعار خود و قول معاصرانش مردی فرشته خو، کم آزار و متواضع بوده، تمام تذکره نویسان از محامد او سخن گفته اند. خوش طینتی او بقدری است که همه شعرای معاصر را در اشعار خود به نحوی مورد ستایش و تشویق قرار داده است و در دیوان وی شاید به بیش از نام پنجاه شاعر برسیم که شعرشان را استقبال کرده و از آنان با تجلیل و محبت نام برده است.
صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی سخنش قلمرو زبان دری (ایران، هندوستان، عثمانی) را فتح کردو مشتاقان سخنش از دور و نزدیک و برخی پای پیاده به اصفهان می شتافتند تا به دیدار او برسند.
صائب تنها شاعری است که پس از حافظ طریقه ای مستقل و ممتاز دارد.او نماینده کامل سبک زمان و زبان مردم خویش است، محال است بتوان جای او را در این سبک- که دویست سال زبان ادبی ایران و هند و عثمانی بود و بر ذوق و حال مردم بسیاری از این سرزمین ها حکومت می کرد- با سبکی دیگر پر کرد، به عبارت دیگر تمام محسنات سخن شعرایی چون نظیری، طالب آملی و کلیم که هر کدام از جهتی مورد توجه اند در صائب یکجا وجود دارد، پس می توانیم اگر او را فرد اعلای سبک هندی یا اصفهانی و مقتدای شعرای این سبک بدانیم.
این سبک که قبل از او همه جا به طرز تازه برده می شد پس از او به طرز صائب نام برده شد و تذکره نویسان همه شعرای این شیوه را پیروان طرز صائب به شمار آوردند..
در دوره صفویه شاید هیچ شاعری به اندازه صائب تبریزی نتوانسته است در شعر، مضمون آفرینی کند و شیوه ای نو چه از جهت محتوا و چه از لحاظ ترکیب کلمات و شکل ظاهری شعر و تعبیرات و تشبیهات بیافریند. از این رو صائب را می توان نماینده واقعی شعر دوره صفویه و سبک هندی دانست. او در قالبهای گوناگون، شعر می سراید اما غزل را بیش از انواع دیگر می پسندد.
برای یافتن مضمون در جهانی که همه چیز کهنه و مکرر است راهی نیست جز اینکه روش نگریستن و برداشتن نو شود، آن وقت است که از هر حقیقت خارجی و هر دریافت وجدانی مضامین متعدد بدست خواهد آمد. صائب چنین می گوید :
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت
در بند آن مباش که مضمون نمانده است
منابع مضمون های صائب انسان است و جهان، خلقیات آدم که خلقت دوگانه دارد.،تضادی که در گفته های صائب می بینیم ،حاکی از کوشش او برای یافتن مضامین نو است. این نوع سخن که نمونه کاملش غزل سبک هندی است به سالهای بسیار قبل از صائب حتی به زمانی قبل از خواجه و در حقیقت بعد از سعدی بر می گردد و در عصر صفوی حسن غزل در اختصاص داشتن هر بیت آن یک معنی و اندیشه خاص است.
عنصر خیال در شعر صائب و شاعران سبک هندی از مهمترین عناصر سبکی است و حضوری گسترده و متنوع در شعر این شاعران دارد. صورتهای گوناگون بیانی تخیل، همچون تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل به وفور در آثار صائب و … به چشم می‏خورد.
ارسال المثل از صنایع مورد توجه صائب و شاعران سبک هندی بود. اما نکته جالب این است که بسیاری از مصرعهای برجسته این گروه از شاعران و به ویژه صائب به خاطر دلنشینی و مقبولیت خاصش در بین مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهای رایج زبانزد مردم می‏شد.
.تمثیل که از ویژگیهای عمده این سبک به شمار می‏رود، این است که شاعر در یک مصرع، مطلب و مضمونی اخلاقی یا عرفانی است، بیان می‏کند و در مصرع دوم با ذکر مثالی از طبیعت، اشیا و یا آوردن تصویری محسوس، دلیلی برای اثبات آن می‏آورد.
. تمثیلات شعر صائب کلیم و بیدل از معروفترین تمثیلات شعر فارسی است:
من از بی‏قدری خار سر دیوار دانستم
که ناک**** نمی‏گردد از این بالانشینیها
ظالم به ظلم خویش گرفتار می‏شود
از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست
پیش این سیلاب کی دیوار می‏ماند به جامختصات سبک هندی:
*- از نظر زبانی :
– راه یافتن زبان کوچه و بازار به شعر و دمیدن خون تازه ای در زبان شعر
– گسترش وسعت دایرۀ واژگان
– خارج شدن بسیاری از لغات ادبی کهن و نو شدن زبان فارسی در سبک هندی(به دلیل حملات پی در پی بیگانگان از قبیل مغولان ، تیموریان و ازبکان به ایران)*- ازنظر فکری :
– شعر هندی شعری معنی گراست نه صورت گراو شاعران بیشتر به معنی توجه دارند تابه زبان.
– در سطح بودن مضمون سازی های این دوره که موجب شده آثار معنایی بزرگی چون شاهنامۀ فردوسی و مثنوی مولانا یا آثار عطارو سنایی و نظامی نشده است.
– ادبیات سبک هندی ادبیات مینیاتوری است و طول و عرض معنا از یک بیت پیشتر نمی رود و فوقش تحسین و اعجابی را در حد یک بیت بر می انگیزد
– شعر سبک هندی شعر مضمون است نه موضوع.
– ورود لغت مربوط به مذاهب و آداب و رسوم هندوان.*- از نظر ادبی:
– کم توجهی به بدیع و بیان. البته تشبیه اساس سبک هندی است.دیگر امور بدیعی و.. اتفاقی است ، چراکه شعرسبک هندی شعر مضامین اعجاب انگیز و ایجاد رابطه های غریب است.( صائب : در حسن بی تکلف معنی نظاره کن / از ره مرو به خال و خط استعاره ها)
– از میان صنایع ، بیشتر به تلمیحتوجه شده است.
– وفور اصطلاحات سبک شناسی مانند : معنی بیگانه، مضمون رنگین، معنی برجسته ، معنی غیر ، مضمون بستن ، طرز خیال ، طرز تازه و…
– قالب مسلط غزل است ، که گاه تا حدود 40 بیت می رسد.
– تکرار قافیه امری طبیعی است.(به خاطر بیت محوری وپیوند ابیات با قافیه و ردیف).
– توجه به ردیف های دراز خوشاهنگ ابتکاری(خواهم شدن، می شود پیدا، می برد مرا ، دیگراست).
– تک بیت ها جنبۀ ارسال المثلی دارند و ازاین رو تمثیل مهمترین عنصر ادبی شعر این دوره است. (معروف بودن بیت و ناشناخته بودن شاعر ).
*- در دورۀ معاصر، گروهی از شاعران پارسی گو از شیوۀ هندی(یا اصفهانی) با روشی منطقی تر و معتدل تر از گذشتگان پیروی کردند که در غزلیات آنان از پیچیدگی وکنایات و استعارات دور از ذهن شاعران سبک هندی نشانی نیست. امیری فیروز کوهی را می توان نمایندۀ این گروه دانست.دورۀ فترت
– مقطع زمانی :
نیمۀ دوم قرن دوازدهم هجری – از انقراض صفویه تا آغاز سلطنت فتحعلیشاه قاجار(1212)
– علت نامیدن :
– فقیر بودن از نظر شعری و بی توجهی نادر شاه افشار و کریم خان زند به شعر و شاعری
– شاید بتوان نوعی بن بست را در شیوۀ شاعری دورۀ هندی نیزعامل رکود جریان شعر دانست!

– شاعران صاحبنام:
– هاتف اصفهانی(صاحب ترجیع بند معروف : که یکی هست و هیچ نیست جز او …)
– سحاب اصفهانی ( فرزند هاتف اصفهانی)
دورۀ بازگشت ادبی
– حرکت اولیۀ بازگشت ادبی در دورۀ فترت آغاز شد.
مشتاق اصفهانی (1101-1171) که در زمان جلوس نادر شاه 47 ساله و در زمان کریم خان مردی مسن بوده ، صاحب انجمن ادبی بوده که شاعران معروفی چون عاشق و آذر بیگدلی از اعضای آن بوده اند.
– عبدالوهاب نشاط اصفهانی(کلانتر اصفهان) انجمن ادبی نشاط را تأسیس کرد.
– بعد از مرگ آغامحمد خان انجمن ادبی خاقان در تهران به ریاست فتحعلیشاه تأسیس شد.
عامل مؤثر در پیدایش نهضت بازگشت:
1- تاراج کتابخانۀ اصفهان در حملۀ افغانها و ارتباطمجدد اهل ذوق با ادب کهن.
2- دربار قاجاریه ( شاهان قاجار خود را با سلاطین غزنوی ماننده دانسته و از شاعران انتظار قصاید مدحی داشته اند). فتح الله خان شیبانی ناصرالدین شاه را همان محمود غزنوی می داند :
کجا نکرده بد این کارها یکی محمود
اگر چه بود به هر کارو بارش ایزد یار
اثر به رای کند شاه و او به تیغ و به پیل
به تیغ و پیل نشاید چو رای کرد آثار
اگر به هند کشید او سپاه و رای شکست
ملک به رای به روم و اروپ رفت دوبار
3- تضعیف جامعه بر اثر شکست ایران از روسیۀ تزاری و برعهده گرفتن غرامت های کلان واعمال نقش دولت های استعماری و تغییر نکردن اوضاع و احوال منحط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی.
4- وضعیت شعر دورۀ هندی و ضدیت شاعران نخستین نهضت بازگشت همچون آذر ،مشتاق و صباحی با سبک هندی( که حتی صائب راقبول نداشتند) و فقر فرهنگی موجود که امکان خلاقیت را نمی داد ، سبب تتبع در آثار دوره های کهن شد.
بهار می گوید:
زان سبب شد سبک هندی مبتذل
گشت پیدا در سخن عکس العمل
شد تتبع وجه حل
جریان های اصلی نهضت بازگشت:
1- قصیده سرایی به سبک شاعران کهن خراسانی و عهد سلجوقی : صبای کاشانی ، قاآنی، سروش و شیبانی
2- غزل سرایی به سبک عراقی و تقلید ازحافظ و سعدی: مجمر اصفهانی،فروغی بسطامی و نشاط اصفهانی .
(بخش بزرگی از شعر دورۀ بازگشت به تقلید از اشعار پیشینیان سروده شده حتی تقلید در صورت شعری ! ):
– قصیدۀ رودکی را این قصیده در جوابستی
«بیر آن می که پنداری روان یاقوت نابستی » – سروش اصفهانی
– بهار آمد و دی را گرفت و کرد مهار
«چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار » – قاآنی شیرازی( چنین بماند شمشیر خسروان آثار / چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار – عنصری)

مختصات شعر دورۀ بازگشت:
*-ازنظر زبانی:
– زبان شاعران نخستین دورۀ بازگشت ( مانند مشتاق ، آذر وصباحی) خام و ابتدایی است. و نسبت به زبان سهل انگاری غیر قابل قبولی دارند . اما بعد ها در اثر ممارست تتبع در متون کهن ، زبان تعالی می یابد به گونه ای که زبان برخی از این شاعران را به زحمت می توان از شعر کهن بازشناخت.

*- از نظر فکری :
– بیان افکار مرسوم در عهد غزنوی و سلجوقی در قصیده و افکار دوران حافظ و سعدی در غزل و سی در استفاده نکردن از مسائل روز، تا شعر به اسلوب قدما نزدیکتر باشد ! سروش قصیده ای به مناسبت تأسیس تلگرافخانه سروده و در آن ناصرالدین شاه را مدح کرده لیکن ابداً از تلگرافخانه سخن نمی گوید!ص318( زبان شعری و فکر شعری محدودۀ خاصی داشت). این نگرش تا چند دهه قبل نیزرواج داشت !(تطبیق دید سنتی سروش با دید و ذهن امروزی بهار در قصیدۀ جغد جنگ).

*- از نظر ادبی :
– مرسوم ترین قالب های این دوره قصیده و غزل است.قصاید به دو شیوه : الف- به سبک قصاید دورۀ غزنوی (فرخی و عنصری) ساده و صنایع اندک ، کار شعرایی نظیر شروش و محمود خان صبا. ب : به روش قصاید دورۀ سلجوقی (انوری و خاقانی) پر از صنایع ادبی ، تلمیحات و به طور کلی مشکل ، کارشعرایی مانند قاآنی. غزل بیشتر سعدی واریا تلفیقی از سعدی و حافظ . اصول ادبی حاکم بر این دوره همان اصول سبک خراسانی است.

ارزش شعر دورۀ بازگشت:
– خلاصه ای از سبک ها و جریان های مهم ادبی گذشته در شعر این دوره منعکس شده است.(در حقیقت نوعی دوره کردن گذشته برای تغییر بنیادین سبکها که بعدها اتفاق می افتد).
– نگاهی دوباره به آثار ادبی کهن (همان گونه که در دیگر ملل اتفاق افتاد، کلاسیسیسم در قرون 16 و 17 در غرب و حرکة الاحیا در ادبیات عرب حدود 100 سال پیش در مصر)
– پیدایش سبک شناسی بومی ؛ شاعران دورۀ بازگشت در حقیقت نخستین سبک شناسان ایران هستند(بدون اینکه خود بدانند به مطالعات سبک شناسی اشتغال ورزیده اند ).

زیان نهضت بازگشت ادبی:
– زیان نهضت بازگشت ادبی این بود که فکر تقلید صرف از قدما را در جامعه رسوخ داد و مقاومت در برابر هر حرکت ادبی را در ذهن فضلا ریشه دار کرد.( بعد از تأ سیس دانشکدۀ ادبیات و حضور بازماندگان فضلای دورۀ بازگشت ، فکر تتبع از گذشته و مخالفت با شیوه های نوین شعری در روح جوانان دانشجو رسوخ داده شد .- بی توجهی به دورۀ هندی و شعر نو ).
جلوه‌های‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ هندی‌ و بازگشت‌ ادبی‌:
اندیشه‌های‌ رمانتیك‌ سبك‌ هندی‌ ادامه‌ «رمانتیسم‌» سبك‌ عراقی‌ است‌ كه‌ البته‌ درخشش‌ چندانی‌ ندارد. در واقع‌ ویژگی‌های‌ رمانتیكی‌ سبك‌ هندی‌، به‌ جز تخیل‌ و احساس‌ چندان‌ گسترده‌ نیستند و حتی‌ این‌ دو ویژگی‌ نیز در مقایسه‌ با سبك‌ عراقی‌ از كیفیتی‌ بالا برخوردار نیستند.
ویژگی‌های‌ عمده‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ هندی‌ عبارت‌انداز: ۱ــ تخیل‌؛ دكتر شفیعی‌ كدكنی‌ از خصلت‌های‌ مهم‌ سبك‌ هندی‌ را «تازگی‌ یا خصلت‌ غیرعادی‌ صور خیال‌ از طریق‌ پذیرش‌ پیوندهای‌ جدید در قلمرو خیال‌، ایجاد صور خیال‌ مجرد و انتزاعی‌ یا عناصر نو در ساختار صور خیال‌ ۴۳ » برمی‌شمارد كه‌ از این‌ خصلت‌ها می‌شود به‌ عنوان‌ خصال‌ رمانتیك‌ شعر سبك‌ هندی‌، یاد كرد.
۲ــ نزدیك‌ شدن‌ به‌ زبان‌ عامیانه‌ و كوچه‌ و بازار كه‌ خود موجب‌ گسترده‌ شدن‌ دایره‌ واژگان‌ شعری‌ این‌ دوره‌ گردید.
۳ــ حساسیت‌، كه‌ «بودلر» آن‌ را با نبوغ‌ برابر دانسته‌ است‌ ۴۵ ، در سبك‌ هندی‌ نمود بارزی‌ دارد:
هرگز تهی‌ ز خون‌ جگر نیست‌ جام‌ ما
داغ‌ است‌ آفتاب‌ زماه‌ تمام‌ ما
۴ــ موضوعات‌ جدید و نو و ابتكاری‌. در این‌ عصر موضوعاتی‌ وارد شعر شد كه‌ شاعران‌ كلاسیك‌ ممسكانه‌ بدان‌ می‌پرداختند.
نشانه‌های‌ دیگری‌ نیز مبنی‌ بر وجود رگه‌های‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ هندی‌ وجود دارد. ویژگی‌هایی‌ از قبیل‌: توصیف‌ طبیعت‌ وحشی‌، گرایش‌ به‌ عشق‌ و… كه‌ بسامد چندانی‌ ندارند. در این‌ عصر، غزل‌ عاشقانه‌ بسیار كم‌ می‌شود و غزل‌ خصلت‌ عاشقانه‌ خود را از دست‌ می‌دهد و عمدتاً اخلاقیات‌، انتقاد اجتماعی‌، ستایش‌ می‌، فلسفه‌ و الهیات‌ در این‌ اشعار خودنمایی‌ می‌كنند.
باید خاطر نشان‌ كرد كه‌ سبك‌ هندی‌ دوره‌ای‌ نیست‌ كه‌ در آن‌ رمانتیسم‌ حركت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ باشد. ما در سبك‌ هندی‌ فقط‌ به‌ رگه‌ها و بارقه‌هایی‌ از این‌ مكتب‌ (رمانتیسم‌) می‌توانیم‌ برخورد كنیم‌ و به‌ همین‌ لحاظ‌، سبك‌ هندی‌، رتبه‌ والای‌ سبك‌ عراقی‌ را در رابطه‌ با مسئلهٔ‌ رمانتیسم‌ ندارد.
سبك‌ بازگشت‌ ادبی‌ هم‌ با وجود دارا بودن‌ برخی‌ از ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌، به‌ دلیل‌ تقلیدی‌ بودن‌، دوره‌ای‌ مبتنی‌ براحساسات‌ گرایی‌ شمرده‌ نمی‌شود. این‌ دوره‌ حاوی‌ ادب‌ «انعكاسی‌» است‌ نه‌ بر پایه‌ خلاقیت‌.
حتی‌ ساختار شكنی‌ كه‌ در این‌ دوره‌ علیه‌ سبك‌ هندی‌ رخ‌ می‌دهد در حقیقت‌ شامل‌ شكستن‌ ساختار نبوغ‌ و تفكر غنایی‌ (باقی‌ مانده‌ از سبك‌ عراقی‌) در سبك‌ هندی‌ است‌.
لذا این‌ ساختار شكنی‌ نمی‌تواند جزء خصال‌ رمانتیك‌ به‌ حساب‌ آید چرا كه‌ در این‌ جریان‌ گستره‌ تخیل‌ و خلاقیت‌ سبك‌ هندی‌ قلع‌ و قمع‌ شده‌ و به‌ جای‌ آن‌ قاعده‌ مندی‌ و ضوابط‌ دوباره‌ در ادبیات‌ فارسی‌ احیا می‌گردد.
همان‌گونه‌ كه‌ می‌دانیم‌، قیام‌ رمانتیك‌ در اروپا علیه‌ چهارچوب‌های‌ خشك‌ و اصول‌ از پیش‌ تعیین‌ شده‌ مكتب‌ كلاسیك‌ صورت‌ گرفت‌ و نیز حركت‌ رمانتیك‌ سبك‌ عراقی‌ در ایران‌ در جهت‌ تغییر ساختار كهن‌ فكری‌ از دستورمندی‌ و قاعده‌گرایی‌ به‌ سوی‌ تخیل‌ آزاد و احساسات‌ بی‌قید و بند، انجام‌ پذیرفت‌. (هر چند در ایران‌ این‌ تحولات‌ رمانتیك‌ بیشتر در عرصه‌ مضمون‌ رخ‌ داد تا ظاهر و زبان‌)، پس‌ نتیجه‌ اینكه‌ جنبش‌ بازگشت‌ ادبی‌ در واقع‌ جنبشی‌ است‌ «كلاسیك‌» كه‌ نظیر آن‌ در بسیاری‌ از اقوام‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌.
«در غرب‌ ] هم‌ [ از آغاز قرن‌ شانزدهم‌ تا قرن‌ هفدهم‌ نهضت‌ كلاسیسم‌ به‌ وجود آمد و شاعران‌ و نویسندگانی‌ چون‌: مولیر ۴۹ ، لافونتن‌ ۵۰ ، راسین‌ ۵۱ ، میلتون‌، ۵۲ درایدن‌ ۵۳ و… از آثار بزرگ‌ ادبی‌ یونانی‌ و لاتینی‌ تقلید می‌كنند. این‌ تقلید عیناً مثل‌ مكتب‌ بازگشت‌ به‌ زبان‌ استواری‌ و رونقی‌ می‌بخشد اما البته‌ فكر تازه‌ای‌ به‌ ادبیات‌ اضافه‌ نمی‌شود… در ادبیات‌ عرب‌ هم‌ شبیه‌ به‌ این‌ جریان‌ حركهٔ‌ الاحیاء (جنبش‌ بازآفرینی‌) است‌. در اوایل‌ قرن‌ بیستم‌، شاعران‌ مصر بر آن‌ می‌شوند تا با تقلید، امثال‌ ابوتمام‌ و متنبّی‌ و نابغهٔ‌ الذبیانی‌و… را سرمشق‌ خود قرار دهند…» ۵۴ البته‌ پس‌ از این‌ حركت‌، جنبش‌ رمانتیسم‌ كه‌ در واقع‌ «تقلید مسخ‌ شده‌ای‌ از رمانتیسم‌ غرب‌ بود» ۵۵ در فاصله‌ دو جنگ‌ جهانی‌ میان‌ اعراب‌ ظهور كرد و كمال‌ یافت‌ و كسانی‌ همچون‌ علی‌ محمود طه‌، ابوالقاسم‌ شابی‌، ابراهیم‌ طوقان‌ و… شعر رمانتیك‌ را به‌ شكلی‌ جدید عرضه‌ كردند.
بنابراین‌ نهضت‌ بازگشت‌ ادبی‌ كه‌ بر مبنای‌ تقلید از گذشتگان‌ است‌ منحصر به‌ ایران‌ نیست‌. شیوه‌ای‌ است‌ مبتنی‌ بر كلاسیسم‌ كه‌ در ایران‌ نیز چون‌ كشورهای‌ دیگر وجود داشته‌ است‌.

فهرست منابع
1- بهترين آثار كليم كاشاني. به اهتمام: كشاورز صدر، تهران،1327 صص 36 ، 114 ، 156، 64
2- عبدالحميد عرفاني. ايران صغير يا تذكره*ي شعراي پارسي زبان كشمير. تهران 1335 ، صص 183 ، 149
3- كليات صائب تبريزي، مقدمه و شرح حال به قلم استاد اميري فيروز كوهي، تهران، 1336 ، صص 75، 779،16،267 ، 198 ، 55، 796
4- لغت*نامه*ي دهخدا
5- ميرغلامعلي آزاد بلگرامي، سرو آزاد، لاهور، 1913 صص 317 ، 152 ، 8 ، 107
6- ميرزا محمد طاهر نصرآبادي: تذكره*ي نصرآبادي با تصحيح وحيد دستگردي، تهران 1317 صص117 ، 65*،128،366 ،307 ،288 ،0 44، 341 ،420 ، 427 ، 257 ، 129

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *